نگاهی به هولوگرام ها

نویسنده :سارا خوبان
تاریخ:چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396-11:39 ق.ظ

 

نگاهی به هولوگرام‌ها

با نگاه کردن به چاپ هولوگرام،تصویر با حرکت دادن آن تغییر می‌کند.مانند این که شما از یک پنجره به یک صحنه نگاه کنید.این امر به این خاطر است که هولوگرافی،صحنه‌ها را از یک ناحیه از منظر ثبت می‌کند.پنجره‌ی نظاره کننده در هولوگرام،همچنین می‌تواند شکسته شود تا چندین منظر مختلف را ثبت کند،این پروسه به تسهیم فضایی(spatial multiplexing)موسوم است و می‌تواند برای گرفتن انیمیشن و/یا خلق یک صحنه‌ی هولوگرافیک از یک توالی تصاویر دوبعدی،استفاده شود.

 

گسترش هولوگرافی

دو هندسه‌ی اصلی هولوگرام‌ها :


انتقال-که در آن نور در هولوگرام تابانده می‌شود و انعکاس-که در آن هولوگرام نور را منعکس می‌کند.

ثبت هولوگرام‌های انتقالی و انعکاسی از دو حوزه‌ی مختلف استفسار(enquiry) گسترش یافت  و زیبایی‌های نوری از خود ارائه داده  است.

هولوگرام انعکاسی توسط Yuri Denisyuk)1927-2006) گسترش یافت،کسی که از یک پرتوی منفرد هم برای روشن کردن شئ و هم برای مرجع بودن،استفاده کرد.پروسه‌ی دنیسیوک،رنگ و آموزش‌های ثبت عکاسی فضایی در فوتوگرافی Lippmann و Daguerreotypes را دنبال می‌کند،پروسه‌هایی که روی سطح فلزی صیقل شده ایجاد شده بودند.گابریل لیپمان(1921-1845)اظهار کرد که یک روش جدید در ثبت عکاسی رنگی اختراع کرده است و یک توضیح علمی در مورد چگونگی ثبت ساختار شیرابه ارائه داد و سپس توانست الگوهای موج‌های ثابت نوری را بازسازی کند،طول موج خاصی که یک تصویر رنگی را ایجاد(compromise) می‌کند.

اگرچه لیپمان اولین کسی بود که این پروسه را شرح داد،ولی تحلیل‌های بعدی نشان داد که روش ثبت او شبیه به Daguerrotype بود.در هر دو،یک ثبت Daguerrotype/Lippmann و هولوگرام انعکاسی ،رنگ تصویر قابل تنظیم و انتخاب است و فقط توسط طول موجی که با فضادهی در حاشیه تشدید می‌شود،شکل می‌گیرد.

با انتخاب لیزر چند رنگ،یک هولوگرام انعکاسی دنیسیوک تمام رنگ می‌تواند ثبت شود و تقریباً از شئ اصلی غیر قابل تشخیص است.گرایش به مواجه شدن با چنین تصویری این است که اعتبار آن بررسی شود تا پشت صفحه‌ی شئ را نگاه کنند.

پروسه‌ی هولوگرافی انتقالی از یک سری از آزمون‌های علمی و یک درک رو به رشد از ماهیت موج اشعه‌ی الکترومغناطیس،گسترش یافت.در سال 1912 Max von Laue تصریح کرد که انکسار اشعه‌ی ایکس در یک شبکه‌ی کریستال در سولفات مس وجود دارد.نتایج آزمایشگاهی در سال 1913 به صورت فرمول در آمد،توسطWilliam Henry Bragg و William Lawrence Bragg فرمول قانون انکسار براگ ارائه شد،که در آن فضادهی حاشیه برابر با زاویه‌ی انکساربرای هر طول موج داده شده است.می‌توان از رابطه‌ی شبکه‌ی انکسار استفاده کرد تا زاویه‌ی انکسار نور را کنترل کرد و طول موج‌های مختلف نور را جدا کرد.

مرحله‌ی کلیدی در گسترش تصویربرداری هولوگرافیک،استفاده از یک پرتوی مرجع برای کدگذاری یک موج با استفاده از تابش بیش از حدآن با دیگری(برای ثبت الگوی تداخل)بود.این پروسه‌ی "انکسار مضاعف"توسط Denis Gabor در سال 1948 پیشنهاد شد تا تلاشی باشد برای پیشرفت در طراحی میکروسکوپ اشعه ایکس(الکترون).آزمایشات گابور به حرکت امواج نوری نزدیک به محور نوری(اشعه‌ی paraxial)محدود شد و در نتیجه وقتی برای هولوگرافی نوری استفاده شد،پرتوی بازسازی شده در برخورد با تصویر واقع می‌شد و در نتیجه مستقیماً به دیدگان بینندگان می‌تابید.

Emmett Leith و Juris Upatnieks در حال کار کردن با رادار کناره خوان(side-reading)،تکنیک هولوگرافی نوری بدون محور(off-axis) را در سال 1962 گسترش دادند.شدنی بودن تئوری آن‌ها از نظر عملی،ثابت شد،وقتی که آن‌ها به دسترسی به لیزر در سال 1964 دست یافتند و تعدادی هولوگرام تولید کردند.پتانسیل هولوگرافی،در لحظه ای که این هولوگرام‌ها وارد بازار شدند،مشخص شد که باعث سراسیمگی در تحقیقات شد و گابور به جایزه‌ی نوبل فیزیک دست یافت.

چون هولوگرام‌های انتقالی همه‌ی روشنایی را در تصویر منکسر می‌کنند،نور mono-chromatic (مثل نور لیزر)برای بازسازی یک تصویر تیز(sharp)،مورد نیاز است.Stephen Benton هندسه‌های انتقال را گسترش داد،هندسه‌هایی که امکان دیده شدن چاپ‌های هولوگرافی انتقالی را با منبع نور سفید می‌دهد؛که شامل هولوگرامرنگین‌کمان در سال 1969 و استفاده از یک هندسه‌ی بی‌رنگ در سال 1977 برای ترکیب مجدد طیف می‌شود.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo